ميرزا محمد حيدر دوغلات
576
تاريخ رشيدى ( فارسي )
رباعى : اى بلبل جان مست ز ياد تو مرا * وى پايه غم پست ز ياد تو مرا غمهاى جهان را همه در پاى فكند * ذوقى كه دهد دست ز ياد تو مرا كدام عيش و كدام سرور و حضور غير از آن باشد كه بنده توفيق ياد كردن او يافته اوقات شريف را به ياد كس گذارند كه او را آفريده است و در دنيا نعيم بسيار داده كه از اكثر ران غافل است و در دار آخرت ، به فضل و كرم خود نيز نعمتهاى غيرمتناهى كه اكثر آن را چشم نديده و هيچ گوش نشنيده است و همچنانچه خود گفته و وعده فرموده است كه قرآن و حديث بر آن ناطق است خواهد داد . پس بنده از آلايش كدورات و مخطورات كونى و وساوس شيطانى پاك گرداند تا محل نزول سلطان جذبه گردد . بيت : هرچه جز دوست برون مىكنم از خلوت دل * تنگ بود در حرم شاه مجال دگران ( 275 پ ) و هميشه بنده مىبايد كه سعى كند كه صفت الهى و ذوق و چاشنى آن او را حاصل شود و اين اگر ميّسر شود بهتر است و اسباب آن دريافتن دلهاى شكسته و زيادت قبور و مدرسه و استمداد از ارواح مقدسهء انبياء - صلوات اللّه عليهم و سلامه على نبينا و عليهم اجمعين - و اولياء - قدّس اللّه ارواحهم - و از ادخال سرور در دلهاى حزين خواهد بود و بالجمله بنده را دل مىبايد حاصل كردن . نظم : تن اگر بيمار شد بر سر مياريدم طبيب * اى عزيزان كار تن سهل است فكر دل كنيد نيست پيش اهل دل دردى ز بىدردى بتر * چند تدبير دوايى درد بىحاصل كنيد و تحصيل دل و تحسين احوال او اين است مگر به توبه صادق و بينات حسنه كه مقارن عمل باشد و صفاى باطن حاصل نشود ، مگر آنكس را كه كبر و منى را از پيش بردارد و خود را از همه بندههاى خدا كمتر داند . و جنيد - قدّس اللّه سرّه العزيز - فرموده است كه اگر كسى گمان برد كه در ميان بندههاى خدا از او بترى هست او متكبر است . پس از اين جا ، اقل معلوم كند كه در اين راه نياز و تواضع و پستى آنچه غايت مىبايست